دانش بنیان

نسبی بودن ارزیابی دانش بنیان

سطح بندی دانش بنیان

دانش بنیان مفهوم جدیدی است که این سال­ها توجه بسیاری از صنعتگران و پژوهشگران حوزه­های مختلف فناوری را به خود معطوف کرده است. حال این پرس مطرح است که این مفهوم چیست و در چه ابعادی قابل پیگیری و مشاهده است؟  سیاست­گزار مفهوم دانش بنیان را اینگونه توضیح می­دهد که: خلق یک محصول یا خدمت به پشتوانه سیر دانشی و یا توسعه یک فناوری یا دانش به نحوی که محل بروز و ظهور مشخصی دارد. تا بدین جا به نظر ماهیت خلق این مفهوم سرازیری دانش به دل صنعت را نشانه رفته و از طرفی می­ خواهد روح و جان صنایع نوپا با نطفه دانش شکل بگیرد. این موضوع را می­توان به نوعی به گره خوردن صنعت و دانشگاه تعبیر کرد. یعنی ایجاد فضایی برای استقبال صنعت از بدنه دانشی و آکادمیک کشور. از طرفی توسعه دانش و فناوری را زمانی می­پذیرد که توانسته باشد نتایج خود را عملیاتی و قابل استفاده برای صنعت کرده باشد. این خود به نوعی می­ تواند هدفمند کردن تحقیقات و پژوهش­های آکادمیک باشد. به طور کلی اثرات کوتاه و بلند مدت این طرح چشم انداز خوبی را می­تواند برای صنعت رقم بزند. اما چگونه می­توان صنایع کوچک و بزرگ را به این مفهوم نزدیک کرد؟ چگونه می­توان پروژه­ها و پژوهش­های آکادمیک را به سمت نتیجه محور بودن سوق داد؟ خوشبختانه سیاست گزار جهت معرفی این مفهوم در هر دو طیف صنعت و پژوهش، سیاست­های حمایتی بسیار خوبی را ترتیب داده که هم جنبه ترغیبی و هم جنبه شتابخشی و توانمندسازی دارد. اما این حمایت­ها برای دانش بنیان می­ تواند آفت زا نیز باشد.

این آفت زمانی آثار تخریبی خود را بروز می­دهد که صنعت و پژوهش جهت بهره مندی از این ماهیت­ها، خلق سوری از محتوا و نتیجه ارائه دهد. لذا این موضوع یک تجهیز سیستماتیک جهت ارزیابی و تشخیص و همچنین ارزشگزاری می­طلبد تا ماهیت موضوع دانش بنیان اثر بخشی خود را حفظ کند. آن چیز که مشهود است طی سالیان گذشته، این ارزیابی و ارزشگزاری به درستی از سوی سیاست گزار پایه گذاری و عملیاتی شده است 
شیوه ارزیابی دانش بنیان به چه شکل بوده است؟ در حال حاضر ارزیابی دانش بنیان به صورت تخصصی در حوزه مختلف فناوری انجام می­شود. ملاک ارزیابی تا کنون نسبیت و سنجش محصولات بر اساس یکدیگر بوده است. 
ولی آیا سنجش نسبی محصولات نسبت به یکدیگر مکانیزم عملیاتی درستی است؟ به طور کلی ممکن است این ملاک درستی نباشد اما در جایی که هیچ ملاک و معیاری از توسعه یافتگی صنعت و پژوهش نباشد، به نظر بهترین راه حل است. اما یک موضوع مهم وجود دارد که به نظر از نظر سیاستگزار مغفول مانده و آن هم بررسی تفکیکی هر یک از حوزه­های فناوری نسبت به خود است. به طور مثال ارزیابی نسبی یک ماشین کشاورزی و یک ماشین در صنایع  انرژی نسبت به یکدیگر قطعا جایگاهی را برای ماشین کشاورزی باقی نمی­گذارد ولو اینکه هر دو جزو ماشین آلات صنعتی هستند. لذا به نظر این موضوع جای توجه بیشتری از سوی سیاستگزار دارد. 

 

0/5 (0 نظر)
بازگشت به لیست

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

درحال ارسال